309

یاد اولین برخوردمون افتادم که چقد اخمو و جدی بودی و بدم اومده بود ازت!  

ولی تو دومین برخوردمون اووووونقد جذبت شدم که...  (^^) فکرشم نمیکردم یروزی انقد صمیمی شیم  که مدام تایم لست سینمو چک کنی و اگه کمتر یا بیشتر از حد معمول انلاین شم بروم بیاری!  

آدم انقد خوووووب انقد مهربون انقددددد باشخصیت؟؟!  داررریم مگگگه ^^ 

امیدوارم همیشه ی همیشه خوشحال باشی در کنار عزیزانت ^^ 

  • Judy Hopps
  • دوشنبه ۹ اسفند ۹۵

308

- میترسم ازش 

+ من هستم  


بقدررررررررری با این یه جملش احساس آرامش و قدرت کردم که ^^ 

دیگه از هیچی نمیترسم :) 

  • Judy Hopps
  • جمعه ۶ اسفند ۹۵

307

چقد افتضاحه وقتی یکه شب به هر دلیلی ناراحت میشی کسی نیست باهاش حرف بزنی اروم شی یا حداقل حواست پرت شه -__- خیلی افتضاحه 


من خیلی خرم که فک میکنم همه خیلی خوبن 

کسی پشت سرم بد گفته که من اصلا تا حالا کاری باهاش نداشتم و هرکی راجبش ازم میپرسید میگفتم "نمیدونم بنظرم دخترخوبیه" 

شاید باید حس واقعیمو میگفتم "من که خوشم نمیاد با اون قیافه ی ماهیتابه ایش خیلی ادعاش میشه و از همه بدش میاد " 

  • Judy Hopps
  • پنجشنبه ۵ اسفند ۹۵

306

یکی از تغییراتی که کردم اینه که دیگه خودمو برا کسی توضیح نمیدم 

اگه اشتباه راجبم فکر میکنه میگم بذار فکر کنه!  لابد نشناخته منو دیگه =))

  • Judy Hopps
  • يكشنبه ۲۴ بهمن ۹۵

305

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
  • Judy Hopps
  • جمعه ۲۲ بهمن ۹۵

304

برای پنج شنبه ی آینده یه دورهمی عی با دوستام ترتیب دادم ینی خدااااا میدونه اگه کنسل شه چه بلاااااااایی ممکنه سرشون بیارم :|  مهم نیست زامبی ام یا نه ولی تیکه تیکشون میکنم با ساتور و میخورمشون!  قول میدم :/ 

  • Judy Hopps
  • جمعه ۲۲ بهمن ۹۵

303

حالم از رنگ مانتو فرم بچه های راهنمایی بهم میخوره :|  همیشه مزخرف ترین رنگارو انتخاب میکنن!  

  • Judy Hopps
  • جمعه ۲۲ بهمن ۹۵

302

بیشتر از دو ساعته که اومدم تو رخت خوابم تا بخوابم ولی خوابم نبرده :| 

بعد دقیقا الان که ساعت دو نصف شب شده و همه جا تاریک و ساکت مغزم باید کل فیلم ترسناکایی که دیدم و تحلیل کنه :/ داشتم به مرحله ای میرسیدم که با استفاده از قوه ی تخیلم برا خودم فیلم ترسناک میساختم که نت به دادم رسید تا یکم سرگرم شم و به یه چیز دیگه فک کنم :| 


پ. س : ساعت سه و نیم :| همچنان موفق نشدم بخوابم 

پ. س: اقا ساعت 05:12 حس روح بودن بم دست داده :/ خوابمم نمیاد

  • Judy Hopps
  • پنجشنبه ۲۱ بهمن ۹۵

301

قلب و عقل من مداااااااااااااااااام در حال بحث و جدل ـن

من خودم یه گوشه نشستم :|

  • Judy Hopps
  • چهارشنبه ۲۰ بهمن ۹۵

300

خواستم تو قسمت "عنوان" شماره بزنم روش کلیک کردم "عنتر برقی" اومد :||||||||||||

ینی عنوان کدوم پستمو میخواستم "عنتر برقی" بزارم ؟ :| کنجکاو شدم خیلی :|

any way

مقصود از نوشتن این پست اعلام میزان ذوق مرگی ـه من بود ^^ میدونین چیه خرید اینترنتی خوبه ؟ اینکه وقتی بستتون میرسه از فرط خوشحالی میخواین خودتونو تیکه تیکه کنین ^^

این شدت از خوشحالی شامل هدیه گرفتن از یه فروشگاه اینترنتی هم میشه (منظورم اینه که یکی بهتون هدیه بده و هدیشو از فروشگاه اینترنتی سفارش داده باشه) دوستـم کادوی تولدمو از فروشگاه رنگی رنگی سفارش داده بود و من بقــــــــــــــدری ذوق کردم کــــه =))))

  • Judy Hopps
  • سه شنبه ۱۹ بهمن ۹۵

299

گاهی اوقات واقعا نیاز دارم عــــربده بکشم بگم :

J u s t     L i v e     m e     a l o n e

  • Judy Hopps
  • سه شنبه ۱۹ بهمن ۹۵

298

عای هیت اوری ثینگ رایت نو :/
چرا من همیشه استرس دارم -_- از کی اینجوری شدم ؟ اونم بخاطر مزخرف ترین چیزا
چند نمونه :
1) دختر خالم زنگ میزنه میگه این هفته بیا گنبد ، میگم نمیتونم (حتی هفته ی بعد هم نمیتونم) باز کله شقی میکنه و میگه فردا بیا منم برا اینکه هرچه سریع تر این مکالمه تموم شه میگم اوکی !
هم کمی اعصابم خورد شد هم استرس گرفتم
2) بابام اومده میگه چرا ماشین سوار نمیشی تا رانندگیت بهتر شه (این ینی در ساعاتی نزدیک تصمیم داره که باهم بریم و دست فرمون ـه منو ببینه) رانندگیم خوبه ، برا چی استرس گرفتم پس ؟؟ ها و اینکه من دیگه حوصله ی رانندگی و ماشین و ندارم :/ و ترجیح میدم پیاده روی کنم
3) باید برم دم خونه ی دوستم و یچیزیو بش تحویل بدم .. استرس میگیرم ! اینکه دیگگگگگگگه کاری نداره :|||||

حتی شده بخاطر اینکه استرس میگیرم دقیقه نود قرار ملاقاتامو کنسل میکنم -___-

** وسط نوشته هام رفتم ظرف شستم اومدم **  D:

همین دیگه -_- نمیدونم مشکل از کجاست واقعا
  • Judy Hopps
  • سه شنبه ۱۹ بهمن ۹۵

297

گاهی ایــنجوری میشه که من یــکــهـو فول عاو انرژی میشم و میرم با دوستام تــقسیمش میکنم و چرت و پـرت میگم D: عای لاو ذیس پارت عاو مای سلف ^^

+ سورپـرایز خیلی عالی ـعی داشتم چند دقیقه پیش ^^ سام وان عیـــز کامـــــــــینگ ^^ که قراره برا سفر عیدمون برنامه ریزی هم کنیم ^^ یـــس یـــــــس عای عــــم سووووووو ذوقــــینگ D=

  • Judy Hopps
  • دوشنبه ۱۸ بهمن ۹۵

296

من واقعا درک نمیکنم ایناییو که میگن فلان کسک رو دوست دارن یا عاشقشن ولی باز جرئت بدست آوردنشو ندارن یا دوری میکنن ازش...واقعا مگه میشه؟  اینا قلب دارن عایا؟؟  

سوپرنچرال بودن یچیزی میگفتیم ممکنه براشون خطری بوجود بیارن :| والا اعصاب نمیزارن 

الان اگه به حرف من گوش میدادن این سریال انقدددددد طولانی و عن نمیشد :/ 

  • Judy Hopps
  • دوشنبه ۱۸ بهمن ۹۵

295

آقای ایکس از دوست ایگرگه من پرسیده : 

چجوری مهری رو تحت تاثیر قرار بدم و به خودم جذبش کنم؟  

دوست ایگرگ : بی محلی کن!  

: | 

نتیجه : دیلیتینگ هیز نامبر :|  

ینی من شهید اون راه نشون دادنشم D:   

  • Judy Hopps
  • دوشنبه ۱۸ بهمن ۹۵
خوش امدید به وبلاگ زیبای بنده D:
تا حـالا خرگوش ـه جـودی نـامی که ومـپایـر باشه دیدین ؟ =))
نـو ؟ خوب نگا کنین پس D=
آخرین مطالب