judy

Anyone can be Anything

72

من موی بلــند میخــوام همـــین الــــــان تا هر چی رنگــه بمالم بش

۰

71

ساکت و آروم نشستم منتظرم حس درسم بیاد crazy monkey 078 معلوم نیس کجا رفـته ج.ن.د.ه خانوم crazy monkey 082(حس درس من مونـثه)

+ هورا دوباره دارم Avril گوش میدم crazy monkey 136

۰

70

چــــلام Arabic Veil

بعد از قرنی ما آمده ایــم پشت میزمان و اهنگ «ساقیا» از ساسی مانکن (برام سواله چرا به خودش لقب مانکن داده) را پلی کردندی

+ اوه ، لب تابم چه صدای وحشت ناکی از خودش به در کرد طفلک ! از دست ما آسایش ندارد

+ این روز ها به دانشگاهمان علاقه مند شده ایم شهری که در آن مشغول به تحصیل میباشیم و نیز هم کلاسی هایمان قابل تحمل و بهتر بنظر میرسند شاید برای این است که بدتر از این هارا دیده ایم Walking the Dog

+ دیشب و امروز مراسم بزرگداشت مختوم قلی بود و مردم ترکمن به انجا رفته بودند از جمله ننه بابا و داداش من ... ننه جان تعریف میکنند که پسر ها انجا را ترکانده اند طبق معمول خیلی هم شلوغ و گرد و خاک شده است .. خوشحالم نمی دانم چرا

۰

69

راننده ای که حین رانندگی کلش بازی کنه و هم زمان اسه مسای دوتا گوشیشو چک کنه و جواب بده راننده نیست ک ... نمیدونم چیه D: در حال برگشت از بویین زهرا به تهران و بعدشم گرگانم ^^ این پست و از نزدیکای شهریار براتون میزارم D:

 

شنبه 25 اردیبهشت 95

۰

68

باورم نمیشه امشب و دارم تو خوابگاه بویین زهرا میگذرونم ^_^ امروز چه لحظه های شیرینی داشتم رسیدن به تهران , سوار بی عار تی شدن , دیدن دوباره ی کل مسیری که قبلن طی میکردم , میدون ازادی , ایستگاه بویین زهرا , شهریار و اشتهارد , تابلوعه بویین زهرا , تابلوعه به طرف " مرکز شهر" , نم نم بارون , نگاه مردم بویین زهرا , رد شدن از روبه روی دانشگاااااااه , بلوار , مغازه ی بغل خوابگاه , زنگ ایفون خوابگاه , طبقه چهار , اتااااااق قبلیمون ^__^ تختامون همه ی اینا برام اونقد شیرین و هیجان انگیز بود که واقعا تو یه حال دیگه بودم فردا که قراره یکم تو شهر دور دور کنیم و پس فردا که قراره به دانشگاه سر بزنم حتی شیرین ترم میشه دلم نمیخواد این لحظات تموم شن >_< دلم نمیخواد

پنج شنبه 23 اردیبهشت 1395

۰

67

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
آخرین مطالب
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان