judy

Anyone can be Anything

478

ترم های اول میخواستم سریع تر چهار سال دانشجوییم تموم شه (نمیدونستم بعدش میخوام چیکار کنم)

با رضا که اشنا شدم ازینکه دو سال اول و به بطالت گذروندم و فقط دو سال دیگم مونده ترسیده بودم و نمیخواستم این زمان باقی مونده تموم شه :|

الان که دیگه رضایی وجود نداره و در واقعع اصلا کسی وجود نداره میخوام که سریع تر این 2 سال تموم شه برگردم خونه و مشغول کاری بشم و شاید هم اصلا ازدواج کنم ! (بزرگ ترین ترس زندگیم)

وقتی "من" میگم میخوام ازدواج کنم ، ینی دیگه بـُـریدم :)

۲

477

دو ماهه اول زندگی مجردی خیلی حال داد و خوش گذشت

بعد از اون اتفاق همه چی به طرز شگفت انگیزی عن شد

الان فقط دلم میخواد کیلومتر ها از گرگان فاصله بگیرم ، برم شهرمون ، خونمون باشم ، پیش خونواده

فقط پیش اونا حس خوبی دارم

ینی ممکنه ترم بعد برگردم خابگاه ؟

۱

476

عاغو مو استرسه درسا رو داریم -_-

من اگه معدلم کم شه خودکشی میکنم دیگه ... جدی میگم -_- میکنم واقعا

۲

475

فک کنم خیلی باید حالم بد شه ازینکه شخصی که یک سال روش کراش داشتم بیاد و با هم خونه ایم دوست شه :)

همشم تقصیر خودم بود !

ازین به بعد رو هیچ موجود زنده ای کراش نخواهم داشت

۱

474

اقا این چه وضشه :|  ینی چی 
این چه زندگیعیه ؟ تف تو این زندگی تف تف تف تف 😂  تقلید از دوستان همسایه ^^ 
اینجوری شد کهههههههه 
هر هزار میلیارد سال یکبار از غارررررش میاد بیرون ، اگه شانس بیاری تو اون بازده زمانی باشی .... 
چرررت و پررررت من در آوردی اخه چین اینا 😂😂
۲
آخرین مطالب
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان